-->

خيالات سكسي

Friday, July 04, 2003


ماجراي واقعي 2
داستان اول رو كه خوندين، رضا الان 19 سالشه. داستان زير 4 سال پيش براش اتفاق افتاده:

سال اول دبيرستان بودم كه بعد از ظهر اومدم خونه. يك جفت كفش غريبه دم در بود آروم درو باز كردم رفتم تو ، صداي پسر عمه ام و جيغ مامانم رو شنيدم.. آروم رفتم تو تراس و از اونجا رفتم پشت شيشه اتاق مامانم از چيزي كه ديدم شوكه شدم صحنه اي ديدم كه انتظارشو نداشتم . باور نمي كردم.

مامانم لخت خوابيده بود رو تخت و پسر عمه ام با انگشت ميكرد تو كسش. بعد از يه مدت مامانم گفت آيدين دو تايي و آيدين با دو انگشت كرد تو كس مامانم ، بعدش مامانم گفت سه تايي و 4 تايي ... و اين در حالي بود كه نفس نفس ميزد.
در همين حين ديدم آيدين شلوارشو كشيد پايين و كيرشو گرفت جلوي دهن مامانم و گفت مينا بخورش. مامانم گفت دوست ندارم و آيدين به زور كرد تو دهنش ولي بعد از يه مدت خود مامانم با ولع داشت ميخورد.

نمي دونستم بايد چيكار كنم با ناباوري نشستم رو زمين و زدم تو سرم. بعد از خونه زدم بيرون.

شب برگشتم ديدم مامانم سرحال ميگه سلام كجا بودي چرا دير كردي؟
تو چشاش نگاه كردم و چيزي نگفتم رفتم تو اتاق و بروم نياوردم. آخه چي ميتونستم بگم.

جمعه ي همون هفته قرار بود عمه ام بياد خونمون. معمولا وقتي مهمون داريم مامانم زياد به خودش نمي رسه . ولي اون روز صبح رفت حموم وقتي اومد رفت تو اتاقش.
از اتاقش كه اومد بيرون هاج و واج مونده بودم اين چه لباسيه ، ايجوري كه همه ي بدنش معلوم بود. يه دامن قرمز تنگ كوتاه با يه چاك تا دم سوراخ كونش. يه پيراهن آستين كوتاه بدون كرست كه سر سينه هاش افتاده بود بيرون بدون جوراب با يه خلوار آرايش.
گفتم مامان ميخواي بري عروسي گفت بده آدم به خودش برسه؟

بعد از ظهر بود عمه ام اينا اومدن بعد از 2 ، 3 ساعت ما رفتيم تو اتاقم ، بابام با عمه ام داشتن tvميديدن حواسشون نبود كلي سرگرم بودن.
تو اين اوضا مامانم صدام كرد و گفت مياي اينو تو انباري به من بدي؟ يكدفه آيدين گفت بزار بازيشو كنه چي ميخواي؟ من ميدم. و با مامانم رفتن تو انباري
اينو بگم كه انباري ما بيرون ساختمانه

من كنجكاو شدم آروم رفتم دنبالشون كه ديدم مامانم خم شده رو گوني برنج و آيدين از پشت كرده تو كسش ، مامانم شورت هم پاش نبود. تا اينو ديدم رفتم عقب طوري كه انگاري تازه اومدم از بيرون داد زدم مامان چيزي ميخواستي و آروم رفتم تا رفتم تو خودشونو جمع و جور كردن.

منتظر داشتانهاي بعدي رضا باشيد. داستان بعدي سكس با دختر دايي .




Many || 6:12 PM



Wednesday, July 02, 2003


يه ماجراي واقعي

سلام
اسم من رضا ست. يه وقت فكر نكنيد بي غيرتم ولي اين ماجرا واقعيت داره.

هفته ي پيش بابام نبود رفته بود ماموريت ، من و خواهرم و مامانم رفتيم مهموني. مهموني يكي از دوستاي مامانم بود.

وقتي رسيديم بعد از سلام و احوال پرسي مامانم و خواهرم رفتن تو يه اتاق تا لباساشونو عوض كنن

وقتي اومدن بيرون مامانم يه جوراب سفيد نازك بلند پوشيده بود با يه دامن كوتاه سياه كه به اندازه ي يه وجب تا بالاي زانوش بود. يه پيراهن سفيد حرير هم پوشيده بود كه زيرش معلوم بود و كرست سفيد مامانم معلوم بود. خواهرم يه شلوار برمودايي تنگ پوشيده بود از ايناكه پاچش تا زير زانوش بود با يه تاپ و بدون كرست كه سر سينه هاش معلوم بود.

در ضمن بگم كه خواهرم 20 و مامانم 38 سالشه ولي خيلي جوون مونده.

كم كم مهموني خيلي شلوغ شد. كلي پسر و دختر اومده بودن . مامانم با چند تا از اين پسرها حرف ميزد و ميخنديد. خواهرم با يه دختر و 2تا پسر ديگه تو اتاق ورق بازي ميكردن، وسط هاي مهموني بود كه ديدم خواهرم ميگه من ميرم بيرون. بدون اينكه لباساشو عوض كنه مانتوشو پوشيد و روسريشو انداخت رو سرش ، رفت.

مانتوش هم از اين مانتو نازك ها هست كه پوشيده بود.اينو بگم كه اون فقط تو مهموني ها اين مانتو رو مي پوشيد.

بعد از شام ديدم هنوز نيومده.گفتم برم ببينم كجاست
رفتم ديدم يه صداي جيغ از بالا مياد. مشكوك شدم رفتم بالا.
خونه ي دوست مامانم سه طبقه بود و طبقه هاش خالي بود.
ديدم لاي در بازه. آروم درو باز كردم كه صدا نده رفتم تو ديدم ....

باور نمي كردم 3 تاپسر هم زمان داشتن با خواهرم حال ميكردن.خواهرم نشسته بود رو يكي ، اون يكي هم كيرشو كرده بود تو كونش ، سومي هم داشت با ساك زدن خواهرم حال ميكرد.
تا حالا نمي دونستم خواهرم opene .

ديدم ايجوري خيلي بده. اين پسرها هم هي حرفاي ركيك ميزدن منم ديگه داشتم ميتركيدم ولي نمي دونستم چيكار كنم. پسرها هي ميگفتن جرت ميدم. قوربون سينه هاي اون مادري كه به تو شير داده.
خواهرم هم مثل كسايي كه حشري شدن داشت ميگفت جووووووون منو بگا !

سري اومدم پايين و بروم نياوردم. ديدم مامانم مسته مسته و چون نمي فهمه پاهاش باز شده و شورتش معلومه. يه شورت سفيد طوري كه كسش از زير معلومه. ديگه موندن و جايز نديدم و اومدم بيرون.

ساعت 11 شب بود برگشتم ديدم جفتشون مستن و دست مردا و پسرها هم بيكار نبود. همش لاي پاها و سينه هاي اونا بود. همينكه منو ديدن خودشونو جمع و جور كردن.

شب كه اومدم خونه خواهرم به مامانم ميگفت مامان چقدر آب خوردي من سه تا مامانم گفت منم دو تا ، خوب شد رضا نفهميد
نيمه شب گذشته بود اومدم آب بخورم ديدم هر دو لخت تو بغل هم خوابيدن.
حالا نمي دونم چيكار كنم، كمكم كنيد.
 
خوب رضا تو اين وضعيت چيكار كنه؟
كليك كنيد نظرات تون رو بفرستيد. ياپيغامتون رو آف لاين بذاري



Many || 8:57 PM



Sunday, June 29, 2003





Many || 10:35 AM




archives:




وبلاگ خيالات سكسي در مورد موضوعات سكسي و وبلاگها و سايتهاي سكسيه فارسي و ايراني است.
 


كليك كنيد و عضو گروه ماجراهاي سكسي شويد.

ماجراهاي سكسي بفرستيد و بخونيد.






آرشيو مطالب وبلاگ سرزمين رويايي

خداحافظ
خيانت ...قسمت آخر
خيانت ...قسمت دوم
حيانت ...قسمت اول
فاصله...قسمت دوم
فاصله...قسمت اول
من رئيس هستم
همجنسگراها كيستند
حالات زنان را بشناسيم
متلك
شناسايي
غيرت
آيا پسرها بيشتر از دخترها ميفهمند
فواحش ... فرشته هاي لعنت شده
معضل پوشش در مهماني ها
زناني كه از ازدواج ميترسند
شرايط ازدواج
هدف من
پاسخ به سوالات شما
خانمها خودتون مقصريد
بزرگترين ضعف يك زن
طلاق
خانمها حقوق شما فراتر از اينهاست
دليل تفاوتهاي احساسي زن و مرد
امروز زنها محاكمه مي شوند
رابطه جنسي آزاد خوب است يا بد
عشق كثيف
تصميم گيري
چند تكنيك زناشويي
اهميت نوازش
نكات كوچك در زناشويي
چگونه در عشق اشتباه ميكنيد
رسم غلط در ازدواج
احساس خوشبختي
پاسخ به سوالات جنسي شما
3 نكته جنسي
چگونه از همسر حمايت كنيم
خود ارضايي
زمان نامناسب زناشويي
شب عروسي و حجله عروس
رازي كه زنها بايد بدانند
سردي جنسي زنان
نيازهاي احساسي
زن...مرد..احترام
زن...مرد..درك نياز
مشاجره قسمت دوم
زن..مرد..مشاجره قسمت اول
زن...مرد...نحوه درخواست قسمت دوم

آرشير مطالب وبلاگ
sexology


نحوه لقاح
آلت تناسلي مرد چگونه كار ميكند؟
مقصد اين قطار كجاست؟
پاسخ سوالات جنسي
مراحل كورس جنسي
رفتار شناسي 1
رفتار شناسي 2
عامل حركت چيست ۳
تحولات جديد ۴
تغييرات در بنيان ۵
تحريم آگاهي هاي جنسي ۱
تحريم آگاهي هاي جنسي ۲
عشق رومانتيك ۱
عشق رومانتيك ۲


حالات جنسي 1 و 2
حالت جنسي شماره 3
حالت جنسي شماره 4
حركت جنسي شماره 5
حركت جنسي شماره ۶
حركت جنسي شماره ۷
حركت جنسي شماره ۸
حركت جنسي شماره ۹
حركت جنسي شماره ۱۰
حركت جنسي شماره ۱۱
حركت جنسي شماره ۱۲
حركت جنسي شماره ۱۳
حركت جنسي شماره ۱۴
حركت جنسي شماره ۱۵
حركت جنسي شماره ۱۶
حركت جنسي شماره ۱۷
حركت جنسي شماره ۱۸
 


مقالات زير به صورت PDF مي باشد كه توسط برنامه ي adobe acrobat reader مي توانيد ببينيند.

سوالات ارگاسم
فانتزي جنسي
پيدا كردن كليتوريس
تكنيك ماساژ
ارگاسم در زنان
حقايق آلت مردان
پريود
آميزش بار اول
اصلاح موهاي زائد
سكس از راه معقد
سكس دهاني
ارگاسم مهبلي
آميزش مهبلي
پرده بكارت
حمام جنسي
زنان چه مي خواهند
كاترينا
زندگي در نگاه
۱۴ نكته جنسي
هنر بوسيدن
جنسيت و زبان


هويت جنسي
فرهنگ و جنسيت
برداشتهاي همجنسگرايي  


مسائل زناشويي در ياهوفارسي

آناتومي بدن
 اندام جنسي مرد
اندام جنسي زن
ارگاسم
قاعدگي

سکس براي بار اول
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم

درباره حالات سکس
حالت اول و دوم
حالت سوم و چهارم
حالت پنجم و ششم
سکس از مهبل

روش استفاده از کاندم


پرسش و پاسخ



آرشيو مطالب وبلاگ هستي خانوم

كشتم خودمو تا درست شد
نامه منتقدانه
ماجراي امير 2
ماجراي امير 1
عروسي 1 و 2
خاطره سهيل
خسرو 1 و 2
اتوبوس 1
سهيلا
اهورا
شمال
عيد




اگر وبلاگ يا سايت سكسي مسدود بود از اين سايت استفاده كنيد











 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 










 

Powered by Blogger